پسری من ....

خیلی پیش برای خودم نوشتم و اکنون برای تو .....شاید ..روزی تو نیز برای دلت نوشتی و من .......کنار تو .....مینشینم و خود را مرور می کنم ...... نازنین
 
درباره وبلاگ

 

آخرين نوشته ها

 

نويسندگان

 

دوستان

 

آرشيو مطالب

 




قدم در راه استقلال

خوب پسری هم  داره کم  کم برای خودش مردی می شه  حالا هر کی ندونه فکر می کنه یه پسر 10 ساله اس ...نه بابا از این خبرا نیست

..به طور مستقل غذاشو می خوره ..واقعا  عالیه  البته تا وقتی که تو صندلی خودش باشه  در غیر اینصورت  خوب من باید کنارش باشم و مواظب باشم که خدایی نکرده  غذاش  نریزه روی زمین هه هه هه..

با ماشینای عزیز تر از جانش  خیلی قشنگ حرف می زنه و بازی می کنه  .....لباساشو می تونه خودش در بیاره ولی تنش ....نه ........

.توی حرف زدن  خیلی خیلی پیشرفت کرده جملات  کوتاه.رو .تازه شروع کرده ولی

نمی تونم بگم  چی کلماتی رو می گه چون الان تو مرحله  تکراره  و  اگه بتونه  همون موقع..می گه  ولی خداییش من عاشق این مرحله زندگی بچه هام وقتی شروع می کنن به حرف زدن واقعا یه حس قشنگیه انگار     وارد یه  دنیای  تازه ای از مادر شدن می شم  وقتی پسری  حرفمو می فهمه و درست و به موقع جوابمو می ده  ...کم کم دنیای مون بهم  از راه کلام وصل می شه دیگه  ادا و شکلک  معنی نداره ......امیر رضا  از تی وی خوشش نمی اومد  جز برای فوضولی ولی  با  سی  دی هایی که  مرتبط به سنشه  حسابی مشغول می شه  گاهی اونقدر نگاشون می کنه که خوابش می بره  ......و اینکه الان خیلی وقته تو اتاق خودش می خوابه ....

...این مرد کوچک عاشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــق  نقاشیه  بقول خودش چش ..چش  ابولو  ....جایی تو خونه ما نمونده که از دست هنرهای آقا  مزین نشده باشه  .....حداقل این استعدادش به من رفته  .....

دوست دارم چند تا از کلماتی رو که  خیلی با مزه می گه رو اینجا بیارم

فرهنگ لغت امیر رضا

آبوقال : پرتقال ..................جغ :جغد

قالال :چنگال ...................قلال :کلاغ

 آقا لا لولو :آقا کوچولو.................پوتت:پفک

ایش: شیر .که قبلا می گفتی سیر .............اله : ژله

ایمو :لیمو ............جوباب:جوراب

اسم دوستاتم که اینجوری می گی .....متی :متین \اوروش :سروش \بدیا:بردیا\آلش:آرش ...

خیلی دلم می خواست عکس بزارم ظاهرا عکسای قبلیت هم مفقود شده

جل الخالق.....حالا باید  بپرسم چطوری می تونم عکساتو بزارم  فعلا  تا آپ بعدی خدانگهدار  

 

.

 

 


۱۳۸۸/۱۱/۸ توسط آزاده



دومین 20 زندگی تو ...............

عد د 20 ....  عدد بهترین هاست  عددی که وقتی می خوای به چیزی  نمره بدی از 0 تا 20  جا داری ......حالا  من و تو رسیدیم  به  دومین 20   دفتر زندگی تو .....

 از 20  روزگیت  اینجا حرفی نزدم چون  تو گل نازنینم  اونقدر  برام  مشغله داشتی   که من اصلا بذهنم خطور نکرد راجع بهش  بگم

حالا  امروز  20 ماهه  شدی  ..... حالا واقعا نمره ات  20  شیطون  .....؟؟؟؟؟؟

پسرکم  برای من خیلی  شیرین شده  و دردسر ساز  خیلی  نمی تونم با  امیر رضا  جایی برم  تا  می سیم جایی که براش نا آشناست اول یه دل سیر گریه و زاری و بعد  ......تا  یخش  آب می شه  زودی  پسر خاله می شه ...

 جایی نمی مونه که آقا سرک نکشن  و شیطونی نکنن  ....از طرفی هم برای همه  جالبه و  کلی لذت می برن  ....منم باید پا بپای شازده  دسته  گلاشو   رفع و رجوع کنم  ......

 


۱۳۸۸/٩/٢٠ توسط آزاده



عشقولانه های پسری

دلم نیومد نگم و اینجا  ننویسم .....قربونت برم که  اونقدر به من وابسته شدی که  من حتی .....نمی تونم لحظه ای ازت  دور بشم ...با وجود همه   بازگوشیت و بد اخلاقیت

 منو اونقدر عاشقانه بغل می کنی  و  می بوسی که در یه لحظه  دلم می خواد دنیا از حرکت بایسته ...فقط تو بغل  من   و با زمزمه های  من به خواب می ری ...منم  از پشت سرتو تو بغلم می گیرمو ...بوی و صدای نفستو ...با تمام وجودم استشمام می کنم

با یه اخم من یا صدای بلند من خلع  سلاح  می شی و  زود می یا ی برای آشتی  خیلی خوشگل منو می بوسی ...نه  انگار من خلع سلاح شدم ....من کم آوردم.....!!!! در برابر این همه محبت و دوست داشتن ناب تو  .....

 

دوستم داشته با ش .....  همیشه  .....این منم که   به عشق تو نیاز دارم


۱۳۸۸/٩/۳ توسط آزاده



Blog Skin